خانه / اخبار / اعلامیه ی رسمی جناب استاد آرش آذرپیک خطاب به هواداران مکتب عریانیسم

اعلامیه ی رسمی جناب استاد آرش آذرپیک خطاب به هواداران مکتب عریانیسم

 

أعوذ بالله من الجهل، ٱعوذ بالله من شر نفسی

بسم رب الکلمه

 

آنان که شبیه قصه ی من بودند

در پنجه ی وحشیانه ی تن بودند

 

ما غرق گناهیم،  خدا می داند

معصوم فقط چهارده تن بودند.

 

 

منت یگانه خداوندگار هستی بخش را که به ما عمری داده و با تمام لغزش های بزرگ و کوچکی که همواره به آن دچار هستیم باز هم بارقه ی رحیمیت بی پایان خود را بر قلب در زنگار منقلب ما تابانیده است تا بتوانیم با تمام حقیرانگی و فقیرانگی قدمی و قلمی در راستای تفکر توحیدی ولایی برداریم تا اگر ائمه ی هدی نظر کنند به عنوان غلامان و کنیزان چهارده نور ولایت چشم از این جهان فروبندیم.‌

 

‌و اما بعد… مدتهاست که یاران عزیز مکتبی که شانه به شانه ی هم داریم در راه توحید و ولایت قدم و قلم می زنیم از سر مهر و فروتنی و بنده نوازی بزرگوارانه ی خود تحت لوای احترام به استاد برای این بنده ی عاصی، ضعیف و بی مقدار عنوان هایی غیرعلمی شبیه حضرت استاد، مولانا و… به کار می برند که اولاً با روند علمی و حرکت آکادمیک این جنبش توحیدی معارض است و ثانیاً تکرار این عناوین چه بسا نفس ضعیف اما چیره ی این بنده ی کامل القصور را خوش آید و خدای ناکرده دچار نخوتی ناگزیر گرداند زیرا هر کسی آن گاه که به خلوت می رود خود می داند کیست و آن چه که می نماید نیست. امیدوارم عزیزان و سروران بزرگوارم در مکتب دیگر هرگز چنین عناوین و القاب غیرعلمی و معارض با روح علمی مکتب را در باره ی آرش آذرپیک به کار نبرند.

 

«بیرون از این دو عبرت ما را نمی توان یافت

یا ناقص الکمالیم یا کامل القصوریم»

 

لطفاً عزیزان منت بگذارند و این خواهش نامه را به سمع تمام فعالان در مکتب برسانند و بی گمان هر کس حتی بنا بر مهر بزرگوارانه ی خود از این پس چنین عناوینی را برای این بنده ی عاصی به کار ببرد قصدش خوراک دادن به نفس الاماره ی من ضعیف و تخریب وجهه ی علمی مکتب توحیدی عریانیسم است‌‌‌. بی گمان اگر خداوندگار بی چون پرده ی ستاریت خود را از روی زندگی یکی چون من بردارد خود به یقین می دیدید راز این حدیث شریف از مولای هر دو عالم حضرت حیدرکرار را که:

«اگر آدمها می دانستند در ذهن یکدیگر چه می گذرد بی گمان جنازه ی یکدیگر را نیز خاک نمی کردند.»

 

بارها با نیک و بد مثل شما سر کرده ام

گاه گل را سجده کرده گاه پرپر کرده ام

مرد دین هر کس که باشد بی گمان من نیستم

چون لبانم را به این شرب نجس تر کرده ام

من نه چنگیزم، نه عطارم همین هستم که هست

روز بوده خیر بودم، شب شده شر کرده ام

حق کمک کرده به من اندیشه داده پس چنین

عمر را وقف قلم بر قلب دفتر کرده ام

مکتبم را گوش بسپارید زیرا شخص من

تا به خلوت رفته ام آن کار دیگر کرده ام.

 

 

 

کلب آستان یاران حضرت قائم آل محمد (عج)

 

دستبوس همه ی عزیزان مکتبی

 

آرش آذرپیک

 

تیرماه ۱۳۹۸

 

درباره ی هنگامه اهورا

شاعر و داستان نویسِ عریانیست، عضو مکتب اصالت کلمه و دایره ی مطالعاتی قلم، مسئول روابط عمومی اصالت کلمه و دانش آموخته ی رشته ی مترجمی زبان انگلیسی

همچنین ببینید

«دوست داشتنت اتفاق است، می افتد…» اتفاقی دیگر از گاندیِ ادبیات ایران _رحمت غلامی_

  اتفاقی دیگر از گاندیِ ادبیات ایران _رحمت غلامی_:   مجموعه اشعار متفاوت «دوست داشتنت …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *