خانه / دیدگاه های عریانیستی / مقاله ای از بانو نیلوفر مسیح با عنوان «واژانه و کوبیسم»

مقاله ای از بانو نیلوفر مسیح با عنوان «واژانه و کوبیسم»

 

   

                 

 

چکیده: کوبیسم ابتدا در نقاشی اتفاق افتاد، نقاشی کوبیسم سبکی است که نقاش با خطوط هندسی تصویرسازی می کند و سایه ها را در کار خود محو می کند. در سبک کوبیسم سعی می شود تمام جنبه های قابل رؤیت و غیرقابل رؤیت یک پدیده و موضوع بطور همزمان در نقاشی نمایش داده شود. هانری ماتیس (H. Matisse) نخستین کسی بود که نام «کوبیسم» را به این سبک نقاشی اطلاق کرد. زیرا انتزاعی و دور از واقعیت به نظر می رسید. «کوبیسم» نیز مرکب از کلمه «کوب» (Cube) به معنای «مکعب» است. تصاویر مکعب شکل در نقاشی آنان دیده می شود. گیوم آپولینر Guillaume Apollinaire(۱۹۱۸ـ۱۸۸۰) مبتکر نوعی کار ادبی ـ هنری شد که «کوبیسم ادبی» نام گرفت. کارهای آپولینر از نوع کالیگرام (Calligramme) و ایده ئوگرام (I deogramme) است یعنی متنهایی که ترتیب و شکل حروفچینی و نگاشتن آنها مشخص کننده و بیانگر موضوع و مضمون درونشان است. درواقع نوعی اندیشه نگاری است.

ژانر واژانه نیز دارای اشتراکات و اختلافاتی با کالیگرام و نوع نگارش در کوبیسم است. این نوشتار به شرح و مقایسه ی این دو ژانر ادبی خواهد پرداخت.

 

کلیدواژگان: کوبیسم، کالیگرام، آپولینر، واژانه، مکتب اصالت کلمه .

 

 

 

مقدمه: کوبیسم پیش از آنکه وارد ادبیات شود، در نقاشی قدم به عرصه ی وجود گذاشت. مکتب کوبیسم که هنر « انتزاع» است، می کوشد که بینش خود را از اشیاء و حتی موجودات به صورت ترکیب اشکال هندسی در آورد. به طور اجمال این مکتب را می توان چنین تعریف کرد که کوبیست ها می خواهند در نقش هر منظره، گذشته از آن قسمتی که با چشم دیده می شود، قسمت های پنهانی و نامرئی را نیز نشان دهد.( سید حسینی، ۱۳۷۶: ۷۳۱) هنرمندان سبک کوبیسم کوشش می کنند تا کلیت یک پدیده ( وجوه مختلف یک شیء ) را در آن واحد در یک سطح دو بعدی عرضه کنند. کوبیسم از این جهت مدئی رئالیسم بود ولی نه رئالیسم بصری، بلکه رئالیسم مفهومی. آنها همچنین در تلاش بودند تا ذهنیت خود را از اشیاء و موجودات به صورت اشکال هندسی بیان کنند. از این رو آنچه را که در واقعیت است به گونه ای که در چشمان ما قابل رویت است، نمی بینیم.( همان)

کوبیسم ادبی آثار گیوم آپولینر (Guillaume Apollinaire(۱۹۱۸ـ۱۸۸۰) متولد شد. او در ابتدا از پیروان سبک سمبولیسم بود ولی همراهی او با مکتب سمبولیسم با ضعف و زوال این مکتب مقارن شد. به همین دلیل آپولینر از این مکتب کناره گرفت. سپس علاقه اش به هنر نقاشی و دوستی او به پیکاسو دلایلی شدند برای اینکه او مبتکر نوعی کار ادبی ـ هنری شود که «کوبیسم ادبی» نام گرفت و بطور همزمان با کار کوبیسم ادبی، او از مروجها و مبلغهای مکتب سوررئالیسم نیز بود. کارهای آپولینر از نوع کالیگرام (Calligramme) و ایده ئوگرام (I deogramme) است یعنی متنهایی که تریب و شکل حروفچینی و نگاشتن آنها مشخص کننده و بیانگر موضوع و مضمون درونشان است. در واقع نوعی اندیشه نگاری است.

کوبیسم تقریباً هم زمان با مکتب ایماژیسم ظهور کرد، پس از کشیده شدن دامنه ی آن به عرصه ادبیات، نقش مهمی در توسعه ی شعر تصویری و دیداری ایفا کرد. در نقّاشی‌ کوبیسم «نقّاش سعی می کند به جای دوباره سازی یا تقلید ابعاد و پرسپکتیوهای موجود در طبیعت، نخست عناصر تصویری را که می خواهد ترسیم کند، تجزیه کند و به صورت قطعات جدا جدا در آورد. سپس آن ها را از نو به صورت ترکیبی تازه بسازد. نتیجه ی این روش آن است که شکل های طبیعی به وسیله ی نقاش به صورت اشکال هندسی در می آید.» ( انوشه ، ۱۳۷۶ : ۱۱۷۰) در واقع شاعر شعر دیداری نیز همین کار را می کند. او با تجزیه ی یک جمله ی ساده،  عناصر آن را به شیوه ی مورد نظر خود می چیند و میان واژه های آن به مناسبتِ موضوع، آرایش ویژه ای ایجاد می کند که با تماشای آن می توان شکل و تصویر مورد نظر شاعر را دید.

 

آپولینر در کتاب «نقّاشان کوبیست» کار شاعر و نقّاش کوبیست را یکی می داند و معتقد است که هر دو می کوشند از نمودهای طبیعت طرحی تازه بیافکنند و با انتقال حس‌ درونی واقعیت ها، بیش از پرداختن به پوسته و صورت بیرونی آن، بر حدود تخیل بشری‌ بیافزایند. ( میمنت، ۱۳۷۳: ۲۲۲)

 

برخی، آرای ویتگنشتاین (۱۸۸۹- ۱۹۵۱) فیلسوف اتریشی را درباره ی رابطه ی زبان و زیبایی شناسی به ویژه نظریه ی «بازیهای زبانی» او را بر شاعران این گونه شعرها مؤثر دانسته اند. ویتگنشتاین معتقد بود که «ما واژگان را از بازی زبانی متافیزیکی به بازی زبانی زندگی هر روزه انتقال می دهیم» (احمدی، ۱۳۷۴: ۲۸۲)

 

کالیگرام

کالیگرام نام یکی از مجموعه شعرهای آپولینر است که او ابتدا نام ایدئوگرام های غنایی را برای ان برگزیده بود. اگر چه آپولینر نخستین کسی نیست که از تصویر های فیگوراتیو در شعرهایش استفاده کرده، اما واژه ی کالیگرام را او ساخته است. کلمه ی کالیگرام در اصل از ریشه ی یونانی (calli) به معنای زیبایی و (gramme) به معنای حرف گرفته شده است. آپولینر این روش را اینگونه شرح می دهد:« ابزارهای تیپوگرافیک این مزیت را دارند که به متن غنای تصویری می بخشد، چیزی که تا پیش از دوران ما ناشناخته بود. این تمهیدات می توانند فراتر رفته و در ترکیب با هنر موسیقی نقاشی و ادبیات ( از عناصر موجود در آنها ) بهره ببرند.»

پس کالیگرام شعر تصویری است که عبارت هایش به شیوه ی تیپوگرافیک نوشته می شوند. طرحی که به این ترتیب شکل می گیرد نمایانگر متن است ، و به خواننده پیشنهاد می کند که خواننده ی فعالی باشد.( خواننده باید معنا و جهت عبارات را تشخیص بدهد  که در شعر کلاسیک واضح است). ( فهیم کلام، ۱۳۹۶: ۳۷- ۵۷)

کالیگرام تلفیقی از هنر، شعر و گرافیک است که با حذف مرز بین شعر و نقاشی به عنوان ژانری جدید در وادی ادبیات جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است. کالیگرام بیانگر نقاشی ها و معرف اشیایی است که شاعر از آنها صحبت می کند، مانند ساعت، ماندولین، کراوات، ابشار و…

در کالیگرام آپولینر می کوشد کلمات را به صورت موزون در کنار هم قرار دهد از این رو، کلمات نه تنها در ایجاد مفهوم شعر نقش محوری ایفا می کند، بلکه شکل چینش آنها نیز در القا، احساس شاعر به مخاطب حائز اهمیت است. او در شعر باران، واژه ها را به گونه ای کنار هم قرار داده است که منظره ی قطرات باران را تداعی می کند. گاه شکل خاصی را در نظر نداشته و از سر تفنن شعر خود را به شکلی نامتداول به تصویر کشیده است.( castes ,1967 : 35)

 

 

( آپولینر، ۱۰۷ و ۱۹۲۵: ۴۳)

 

آپولینر بر این باور است که شاعر نیز مانند نقاش می تواند به جای بیان تجربه نخست آن را به عناصری مجزا تقسیم کرده، سپس آن اجزا را با هم بیامیزد.

این نو گرایی را در شعر کبوتر خنجر خورده می توان مشاهده کرد. کبوتر خنجر خورده به دو قسمت تقسیم می شود: قسمت فوقانی کبوتری را با بالهای باز و قسمت تحتانی آب را با فواره ای که از وسط به اطراف تراوش می کند، نشان می دهد. این شعر بیانگر نوع خاصی کبوتر است که نماد آرامش، پاکی و صلح است. صفت خنجر خورده معنای نمادین داشته و با کبوتر صلح در تضاد است.( فهیم کلام و همکاران، ۱۳۹۶: ۳۷-۵۸)

 

 

( آپولینر، ۱۹۲۵: ۷۴)

متن این کالیگرام به قرار زیر است:

فواره و کبوتر خنجر خورده

همه ی یادبود های دیرینه

ای دوستانی که روانه ی جنگ شده اید

به سوی کهکشان می جهد

و نگاههای شما در آب آرام

غمگینانه می میرند

کجایید پراگ و ماکس ژاکوب

درون با چشمان خاکستری همچون سپیده دم

کجائید رنال، بی یی، دالیز

که نام هایشان همچون گام هایی در کلیسا

غم انگیز می شود

کجاست کرم نیتس که داوطلب جنگ شد

شاید همگی اکنون مرده اند

روح من از یادبود ها لبریز است

شب فرا می رسد ای دریای خونین

باغ هایی که خرزهره

گل جنگجو

در آن خون می چکاند

بر رنج من می گرید

آنان که روانه ی جنگ شده اند

در کجا اکنون نبرد می کنند

ای چهره های لطیف خنجر خورده

ای لبان گرامی شکوفان

میا

ماره

لوری

آنی

و تو

ماری

کجا هستید ای دختران

باری نزدیکتر فواره ای

که می گرید و دست به دعا برداشته است

این کبوتر در جذبه فرو می رود.

۲_شعر مصور در ادبیات فارسی

در ادبیات کهن فارسی، برای شعر های مصور، انواع گوناگونی را بر می شمارند و از آن میان می توان به شعر های مشجر، مدور، مطیر و معقد اشاره کرد، شمس قیس الرازی در « المعجم فی معاییر اشعار العجم» چنین تعریفی برای این اشعار ارائه کرده است: « و آنج بر شکل مرغی نهند، آن را مطیر خوانند و آنجا بر شکل کره ای از اشکال هندسی نهند مدور خوانند …» ( قیس الرازی، ۱۳۳۸: ۳۹۹)

مشجر در لغت به معنی منقش به شکل درخت و در اصطلاح بدیع شعریست که بتوان کلمات آن را به شکل یک درخت نوشت. چنانکه آغاز شعر از پایین درخت باشد و کلمات آن به طور منظم بر تنه و شاخه های آن نوشته شود. در این حال می توان شعر را از پایین درخت شروع کرد و ادامه ی آن را بر هر شاخه ای که مورد نظر است، خواند.( فرهنگ نامه ی ادب فارسی، ۱۳۷۶: ۸۹۶)

 

 

 

( قیس الرازی، ۱۳۳۸: ۳۹۸)

بیت هایی از این شعر عبارتند از:

سطر اول سمت راست

نگه داشتم دل ز عشق بتان                 نیامد همان جلدی من بکار

وسط

نگه کن بدان چهره ی دل فروز         چو باغ ارم پر گل و پر نگار

و…

 

 

 

 

( قیس الرازی، ۱۳۳۸: ۹۶)

در ادبیات معاصر نیز همچون ادبیات کهن، از آمیزه ی شعر و تصویر استفاده شده است. در این گونه شعر ها، شکل ظاهری و صوری واژه ها، تصویر دقیقی از معنای ذهنی آنهاست. شاعر به جای آنکه معنا را بنویسد تصویری از آن را ترسیم می کند.

در یکی از شعر های حمید مصدق، معنای شکسته شدن و فرو ریختن با تکه تکه کردن کلمه « شکستن» به مخاطب القا می کند. در این مثال تصویری که از واژه ی شکستن بر ذهن مخاطب نقش می بندد، به مراتب بیش از خوانش واژه ی شکستن است. و نتیجتا احساس و فکر درونی شاعر را مستقیما و بدون واسطه به مخاطب القا می کند. اگر چه بهره گیری از این شیوه آرایش واژگان با هنجار های نوشتن شعر همگون نیست و در آراستگی ظاهری شعر نیز اختلال ایجاد می کند، اما خواننده به راحتی می تواند به مدد تصویر، حس شاعر را درک کند.( فهیم کلام و همکاران، ۱۳۹۶: ۳۷-۵۸)

با خویشتن ، نشستن

در خویشتن

ش

ک

س

ت

ن ( مصدق، ۱۳۸۴: ۹۳)

می توان گفت شعر تصویری، نگارش و نقاشی شعر نوعی هنجار گریزی نوشتاری است که به طور پراکنده و نه مکرر در اشعار شاعران به صورت تفنن شکل گرفته است. محمد علی سپانلو نیز در ( فیروزه در غبار) به این سبک، شعر سروده و پراکندگی کلمات در واقع پراکندگی ابرها و انتظار باران را به خواننده القا می کند.

پرندگان

بر پل

در انتظار

رگبا

رند ( سپانلو، ۱۳۷۷: ۶۹)

 

واژانه و کوبیسم(کالیگرام)

یکی از خصوصیات آثار کوبیستی توجه به سطوح مختلف یک پدیده در زمان واحد است در حالی که بر یک واژانه زمان می گذرد و علاوه بر سطوح مختلف مثلا هم زمان پرداختن به بعد نمادین، بعد تصویری، و اصالت وجود واژگان در متن به فرم و ساختارو روایت در متن نیز پرداخته می شود. این در حالی است که در کالیگرام های آپولینر فقط مرز بین شعر و نقاشی حذف شده است و این سطوح مختلف همان بعد تصویری و تیپوگرافیک اشعار هستند. برای مثال به واژانه انتخاب از پروین شاهمرادی دقت کنید:

 

 

انتخاب

 

خدا                  دریا

انسان                ماهی

ابلیس                طور

▉▉

ماهی

 

دریا ؟                  تور؟

 

▉▉▉

رقص آتش

(آذرپیک، ۱۳۹۵: ۱۱۳_۱۳۰)

در واژانه ی فوق در ا پیزود اول ستون سمت راست یعنی (خدا،انسان و ابلیس) به ستون سمت چپ یعنی ( دریا ، ماهی و تور ) تشبیه شده است.

و ا پیزود دوم کنش و واکنش این نماد ها برای بیان معنا است که نشان دهنده در تنگنای دو راهی قرار گرفتن ماهی _که استعاره از انسان است_  برای انتخاب میباشد. و در نهایت ا پیزود سوم نتیجه ی این انتخاب را بیان می کند .

همانطور که مشاهده می کنید ابتدا ارکان این واژانه  همانند کالیگرام جدا سازی شده است ،اما بر خلاف کالیگرام ،ارکان در جهت انتقال معنا دچار استحاله و حرکت شده اند .

و هریک از بخش ها نشان گذر زمان، استمرار  و ادامه تصویر پیشین، و در نهایت تغییر و تحول رویداد ها و روایت متن  هستند. اگر دقت کنیم، می بینیم که در یک تصویر، واژانه سرا، در هر ا پیزود ستون های اصلی یا رابطه بین کلمات را برجسته کرده است .

گاه این رابطه به صورت تصویر یک صلیب یا درخت یا شمع و یا دایره ای نمایان می شود و گاه فقط شاهد ارتباط عمودی و افقی کلمات در متن هستیم. که خواننده ی فعال باید جهت کلمات و رابطه بین آنها را تشخیص بدهد.

وجه اشتراک واژانه و آثار توریستی خصوصا کالیگرام، در خصلت دیداری نوشتاری آنهاست . و این که یک واژانه همانند آثار کوبیستی می تواند به برخی از سطوح توجه بیشتری نشان دهد، و واژانه به اشکال و تصاویر مختلف نگارش یابد. هر چند هدف واژانه برجسته کردن تصویر و بعد تجسمی واژگان نیست و پتانسیل از کلمه در کنار دیگر پتانسیل ها در شکل گیری متن دخیل است. مخاطب برای درک یک واژانه همانند آثار کوبیستی باید متن را رویت کند.

 

حال به  واژانه زیر از نگارنده دقت کنید:

 

 

 

یک خیابان چتر

 

 

 

 

ابر       باد

 

ابر                       باد

 

ابر                               باد

 

ق

ط

ر

ه

ق

ر

ه

 

موهای خیس

این واژانه از تکرار کلمات باد و ابر و تکه  تکه نوشتن کلمات قطره قطره که منظور ریزش قطرات باران است شکل یک چتر را به تصویر کشیده است، اما در زیر چتر به جای موهای خشک، موهای خیس آمده است که با حضور چتر در تخاصم و تضاد است. و بیشتر با عنوان متن همراهی می کند یعنی یک خیابان چتر، خیابانی از چتر که عابری در آن موهایش خیس شده است . و نشان از بی توجهی و شکل گیری اومانیسم فردی در تک تک افراد بشر است. در واقع تصویر چتر را که می توانست نماد همبستگی و وحدت آدمیان در شرایط زیستی باشد؛ برجسته کرده است .

یکی از تفاوت های کالیگرام های آپولینر و شعر مصور در ادبیات کهن و معاصر ادبیات فارسی با واژانه در این است که ، آثار کوبیستی و شعر مصور ،تابع زنجیره ی گفتار و دستور زبان و نقش های دستوری برای کلمات است. در حالی که یک واژانه به واسطه ی فراروی از زنجیره ی گفتار (قاعده ی همنشینی) و فراروی از دستور زبان یعنی پذیرفتن نقش هایی که پیشاپیش بر کلمات تحمیل می شود مانند فعل، اسم ، حرف اضافه و.. برجسته شده است.

هر چند یک واژانه نیز می تواند یک پدیده را در چند سطح و بعد برجسته کند اما طرز چیدمان واژگان بیش از فرم و شکل بیرونی اثر، تابع محتوا و انتقال اندیشه است. یعنی ارتباط واژگان  در درجه ی اول باید به گونه ای باشد که اندیشگی و ادبیت اثر منتقل شود.

 

تفاوت دیگر کالیگرام و واژانه در جنسیت ادبی است که شاعر و نویسنده برای آنها انتخاب کرده اند است .

در کالیگرام شاعر جنسیت شعر را اصل قرار داده و به آن اصالت می دهد و سپس مرز بین شعر و نقاشی را در هم می شکند. در واقع در کالیگرام نقاشی و مصور بودن نوشتار پتانسیلی جدا از کلمه در نظر گرفته شده است. اما در واژانه چون هدف اصالت دادن به وجود واژگان در متن است و شعر و داستان پتانسیل هایی از کلمه محسوب میشوند مرزی در هم شکسته یا حذف نمیشود؛ بلکه یک عریان نویس تصویر و نقاشی و شعر مصور را پتانسیلی از کلمه به شمار می آورد که در صورت خواست و نیاز متن می تواند برجسته شود. به همین دلیل بر خلاف کالیگرام و شعر مدور و مشجر و مطیر در ادبیات کهن که همگی بر شعر بودن متن توافق نظر دارند، متن یک واژانه می تواند یک داستان مینی مال باشد چون مرزی بین شعر و داستان و هنر های زیبایی شناسیک که از جوهره های نوشتاری و گفتاری کلمه جدا شده اند، قائل نمی باشد.

نکته ی دیگر آنکه در کالیگرام بعد تصویری اثر برجسته تر از سایر ابعاد در نظر گرفته شده است در حالی که در واژانه بعد مصور و تجسمی واژگان در خدمت معنا برجسته می شود و هدف نوشتن شعر به صورت نقاشی کردن یک تصویر در آن نیست .

 

در حالی که هدف کالیگرام و شعر مصور نوشتن شعر به صورت نقاشی کردن شکل پرندگان یا اشیاء و یا اشکال هندسی  می باشد .

 

به واژانه زیر اثر فرناز پارسا دقت کنید:

 

” سر سپرده”

 

 

 

امضاء                           امضاء

کاغذهای  سفید

امضاء                           امضاء

 

باد کنک

 

بادکنک               بادکنک

 

بادکنک

ر

ق

ص

 

▉▉

 

حلقه ها تنگ

 

آینه       تار

 

 

جام                  جام

 

 

ز

ه

ر

 

 

-“لباس؟”

 

-” سفید ”

 

 

-“رویاها ؟”

 

-“سیاه”

 

شکل و نوع چینش واژگان یعنی بعد مصور و دیداری کلمات در خدمت کلیت متن است. و متن قصد ندارد که در خدمت مصور شدن و به شکل و صورتی خاص  در آمد، باشد. در واقع در شعر مصور، تصویری شدن شعر هدف است اما در واژانه وسیله ای در خدمت متن می باشد. در این واژانه در اپیزود اول و دوم شکل هندسی متن علاوه بر ارائه هندسه ای خاص_که مورد توجه کوبیسم ادبی است _ هدفش ارائه معنای ثانویه و نشانه شناسی این فرم  به خصوص در چینش واژگان است.

 

در واقع می توان تفاوت های کالیگرام و واژانه را به طور خلاصه بیان کرد:

_در کالیگرام هدف حذف مرز بین شعر و نقاشی است، در حالیکه هدف واژانه بهره بردن از پتانسیل های نامحدود کلمات می باشد.

_در کالیگرام شعریت متن هدف و اصل است در حالیکه در واژانه اصالت وجود عریانیستی واژگان هدف است و شعر یکی از پتانسیل های کلمه در خدمت متن است.

_کالیگرام تابع قاعده ی همنشینی و جانشینی و زنجیره ی گفتار است. ولی واژانه از قاعده ی همنشینی در متن فراروی کرده است .

_کالیگرام تابع قاعده ی همنشینی _و جانشینی و زنجیره ی گفتار است. ولی واژانه از قاعده ی همنشینی در متن فراروی کرده است .

_در کالیگرام کلمات و جملات تابع دستور زبان و قواعد صرف و نحو و نقش های دستوری می باشد. در حالیکه واژانه از قواعد دستوری و نحوی و صرفی فراروی می کند.

 

 

 

نتیجه گیری :

با توجه به شرح و تجذیه  و تحلیل انواع شعر مصور، کالیگرام و واژانه، مبنای تئوریک شکل گیری کالیگرام و واژانه باعث تفاوت این دو نوع نوشتار میشود. در کالیگرام همانند تابعان اصالت شعر اصالت به شعر است اما در واژانه اصالت به وجود واژگان می باشد. و همین تفاوت سبب می شود که واژانه را یک سبک فرا ساختار گرایانه در ادبیات معاصر به شمار آوریم. زیرا ساختار هایی پیشین را رد و نفی نمی کند و مانند و مانند ساختار شکنان ساختار های پیشین را نمی شکند بلکه با حفظ دست آمد های آنها، از آن نوع نوشتار فراروی می کند .

ضمن آنکه در ادبیات ایران حتا شعر مصور و دیداری _نوشتاری نیز به صورت مستمر در آثار یک شخص تکرار نشده است و بیشتر نوعی تفنن محسوب میشود. هر چند وضعیت کالیگرام به صورت دیگریست و گیئوم آپولینر در مجموعه کالیگرام، مجموعه ای از این نوع نوشتار را منتشر کرده است. اما می توان گفت واژانه با توجه به مدت کوتاهی که از شکل گیری آن می گذرد اما در آثار نویسندگان بسیاری به صورت مستمر و مکرر به عنوان یک نوع نوشتار تکرار شده است و تفنن نمی باشد .

 

 

منابع :

_انوشه، حسن. ۱۳۷۶ش، فرهنگنامه ادب فارسی، تهران: نشر تهران.

_سپانلو، محمدعلی. ۱۳۷۷ش، فیروزه در غبار، تهران: نشر علم.

_قیس رازی، شمس الدین محمد. ۱۳۳۸ش، المعجم فی معاییر اشعار العجم، به تصحیح محمد بن عبدالوهاب قزوینی، تهران: انتشارات زوار.

_مصدق، حمید. ۱۳۸۴ش، گزینه اشعار، تهران: نشر مروارید.

_هنرمندی، حسن. ۱۳۵۰ش، بنیاد شعر نو در فرانسه، تهران: انتشارات بازرگانی.

_سید حسینی، رضا ( ۱۳۷۶) مکتب های ادبی، ج ۱و ۲ تهران، نگاه

_آذرپیک، علیرضا،( ۱۳۹۵)، تحلیل واژانه و گذر از دستور زبان در ادبیات، مجله ی علمی_ پژوهشی کارنامه ادب پارسی ،دوفصلنامه، دوره ی نخست

شماره ی یکم ،پاییز و زمستان، ص ۱۱۳_۱۳۰

_فهیم کلام، محبوبه، قبادی اصل، پریسا (۱۳۹۵) مطالعات ادبیات تطبیقی، سال یازدهم، شماره ۱۴ ، بهار ۴۹۳۱ ؛ صص ۳۷_ ۵۸

_میرصادقی، میمنت، واژه نامه ی هنر شاعری، مهناز، تهران، ۱۳۷۳، برگ ‌۲۲۲.

_احمدی، بابک، حقیقت و زیبایی، نشر مرکز، تهران، ۱۳۷۴، برگ ‌۲۸۲

 

منابع فرانسوی:

Castex, P. – G. et Surer, P. Manuel des études littéraire française XIXe siècle, Paris, Hachette: 1967 .

Apollinaire, Guillaume, Calligrammes, Paris: Gallimard, 1925.

درباره ی هنگامه اهورا

شاعر و داستان نویسِ عریانیست، عضو مکتب اصالت کلمه و دایره ی مطالعاتی قلم، مسئول روابط عمومی اصالت کلمه و دانش آموخته ی رشته ی مترجمی زبان انگلیسی

همچنین ببینید

مقاله ای از جناب آقای زرتشت محمدی با عنوان «زبان تشعشعی»

    وجود انسان از دو مرحله تاریخی گذشته است: ۱- وجود انسان پیش از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *