خانه / دیدگاه های عریانیستی / جوهر و عرض در پارادایم های فکری مکتب ارسطویی ومکتب اصالت کلمه

جوهر و عرض در پارادایم های فکری مکتب ارسطویی ومکتب اصالت کلمه

 

۸ سال از تأسیس کارگاه ادبی قلم، با مسئولیت بانو «آسا آرامش» می گذرد. در یکی از نشست های اخیر بحث آموزش و مقایسه ی جوهر و عرض در دو پارادایم فکری مکتب ارسطویی و مکتب اصالت کلمه پیش آمد که در این راستا ۳ مقاله ی کوتاه توسط اعضای فعال این کانون نوشته و انتخاب شده است که پیشکش حضورتان می شود:

زهرا غلامی

زهرا غلامی -کارشناس اقتصاد، هنرمند در زمینه های  معرق، مشبک، نازک کاری چوب، مینیاتور، تذهیب، خوشنویسی  و مسئول کمیته ی هماهنگی و عضو کارگاه ادبی قلم-

پروین شاهمراد ی

پروین شاهمرادی– دیپلم علوم تجربی، مسئول کمیته ی تبلیغات و عضو کارگاه ادبی قلم-

رضا جلیلیان دانشجوی کارش ناسی ادبیات

رضا جلیلیان- دانشجوی کارشناسی زبان و ادبیات فارسی و عضو کارگاه ادبی قلم-

—————————————————————————————-

 

 

 

جوهر و عرض در دو دیدگاه ارسطویی و اصالت کلمه به قلم بانو زهرا غلامی (مسئول کمیته ی هماهنگی کارگاه ادبی قلم):

 

 

 

      واژه باید خود باد

                           واژه باید  خود باران باشد.

                                                                                                                                           «سهراب سپهری »

از نظر جناب دوسوسور تعریف علمی کلمه شامل چند کلید واژه است : دال، مدلول و مرجع .

۱-دال: همان تصور صوتی کلمه است مثلاً  برای واژه ی گل تصور صوتی گل دال محسوب می شود.

۲-مدلول: تصویری است که هنگام شنیدن یک کلمه طبق قرارداد اجتماعی در ذهن ما شکل می گیرد. برای مثال وقتی ما همین کلمه ی گل را می شنویم تصویری از آن در ذهن ما مجسم می شود .

۳-مرجع: که خود به دو قسمت تقسیم می شود یا وجود خارجی دارد یا ندارد به این معنی که کلمه ای را که به کار می بریم ممکن است به صورت عینی و قابل لمس وجود نداشته باشد و با حواس پنجگانه قابل درک نباشد یا به عبارتی وجود فیزیکی نداشته باشد. برای مثال کلمه ی گل مرجع خاصی دارد و با حواس پنجگانه قابل درک است اما کلماتی مانند اسب تک شاخ و سیمرغ عینیت خارجی ندارند.

طبق تعریف ارسطو کلمه دارای جوهر و عرض است. در تعریف ارسطو جوهر شامل هر شیئی می شود که قائم به ذات بوده و به چیز دیگری متکی نیست اما هر شیء که به خود متکی نیست و ذات مستقلی ندارد و در واقع به جوهر متکی است عرض محسوب می گردد. برای مثال یک شاخه گل دارای جوهره ای مستقل است اما ساقه ها ، برگ ها و رنگ و بوی گل، عرض محسوب می شوند زیرا متکی به جوهرند.

اما از نگاه مکتب ادبی اصالت کلمه اگر از هر موجودی چیزی گرفته شود که در روند زیستی آن خلل ایجاد کند آن چیز جوهر محسوب می شود ولی اگر در روند زیستی آن خلل ایجاد نکند جزء ماهیتش به شمار می آید. برای مثال اگر دست انسانی قطع شود چون در روند زیستی اش خلل ایجاد می شود پس دست آن فرد جزئی از جوهر اوست اما چنان چه از همین انسان مثلاً  معلم بودنش گرفته شود در روند زیستی او  خللی ایجاد نمی شود پس معلم بودن جزئی از ماهیتش که مربوط به شعور کلمه گرای اوست محسوب می شود.

در مکتب ادبی اصالت کلمه در حالت وحدت، عرضی وجود ندارد اما در عالم کثرت دو نوع عرض وجود دارد : ۱- عرض نسبتی ۲- عرض سببی

مثلاً برگ قبل از جدا شدن از گل جزء جوهره ی آن است اما وقتی همان برگ را از شاخه ی گل جدا کنیم این برگ به نوبه ی خود یک جوهره ی مستقل محسوب می شود و نسبت به شاخه ی گل اولیه، عرض نسبتی به شمار می رود. عرض سببی هم همان طور که از نامش پیداست سببیت یک چیز به دیگری را می رساند مثلاً  به گرم شدن آب بر اثر تابش نور خورشید عرض سببی می گویند و در واقع می توان گفت که آب به سبب تابش نور خورشید گرم شده است.

در نظرگاه مکتب ادبی اصالت کلمه، کلمه جوهره های مختلفی دارد:

۱-جوهره ی ذهنی- مفهومی: که به هر چیزی گفته می شود که طی ادراک، تصویری از خود در ذهن ما مجسم کند مثل کلمه ی گل که با شنیدن آن تصویر گل در ذهن ما ترسیم می شود دقیقاً مثل مفهوم مدلول در تعریف علمی کلمه.

۲-جوهره ی گفتاری: نوع و شیوه ی تلفظ و ادای کلمه را شامل می شود مثل  وقتی که کلمه ی گل را تلفظ می کنیم.

۳- جوهره ی نوشتاری: نوع مکتوب کردن کلمات با توجه به حروف و الفبای پذیرفته شده توسط هر ملتی را در بر می گیرد مثل صورت نوشتاری کلمه ی گل.

۴-جوهره ی حرکتی: به این معنا که با حرکات، مفهومی از کلمه را به دیگران منتقل کنیم مانند زبان ناشنوایان، ایما و اشاره های معنادار.

۵- جوهره ی شرایطی: که شامل کلماتی می شود که در شرایط مختلف می توان  از آن ها برداشت های متفاوتی داشت مثل کلمه ی نابغه که ممکن است همین کلمه ی نابغه در شرایطی میان دو دوست و به شوخی مطرح شود و یا در شرایطی دیگر به صورت رسمی به یک شخص اطلاق شود که در شرایط متفاوت با حفظ مدلول ثابت خود معنای متفاوتی دارد .

۶- جوهره ی نمادی- اجتماعی: مانند پرچم ها،  حلقه ی ازدواج، تابلوهای راهنمایی- رانندگی که به خاطر نمادینه بودن، مفهوم خود را می رسانند.

۷- جوهره ی طبیعی: مانند ابر که نشانه ای برای بارش باران است و یا وقتی یک پزشک با حرکت سلوهای بدن بیمار،  بیماری اش را تشخیص می دهد.

—————————————————————————————-

جوهر وعرض از دو دیدگاه ارسطویی و اصالت کلمه-به قلم بانو پروین شاهمرادی(مسئول کمیته ی تبلیغات کارگاه ادبی قلم):

 

 

 

         فسانه گشت وکهن شد حدیث اسکندر

                                                  سخن نو آر که نو را حلاوتی ست دگر.

                                                                              «فرخی سیستانی»

هرواژه از نظر علمی دارای سه قسم است: دال،مدلول،مرجع. مثلاً تصور صوتی واژه ی عروسک دال و تصویری که از دال طبق قرارداد اجتمایی در ذهن ما مجسم می شودمدلول است. وقتی عروسک را با حواس پنج گانه تشخیص میدهیم یعنی مرجع خارجی دارد. مرجع می تواند وجود خارجی داشته باشدمثل:کبوتر،خودکار،عروسک یاوجودخارجی نداشته باشدمثل:سیمرغ،هیولا.

برای آشنایی با مفاهیم جوهر و عرض از دیدگاه ارسطو ابتدا باید با دو اصطلاح فلسفی جوهر وعرض آشنا شویم.مثلاً آدامسی را درنظربگیرید قبل از جویده شدن دارای شکل منظم،بو،رنگ،مزه و هم چنین سفت است اما بعد از جویده شدن تغییر شکل می دهد،نرم می شود،تغییر رنگ می دهد و اگرعمل جویدن مدت طولانی ادامه یابد شیرینی آن به طورکامل از بین می رود.

با این تعاریف آیا این همان آدامس است؟عقل ما حکم می کند که این شیء با وجود همه ی این تغییرات همان آدامس سابق است با این تفاوت که صفت های پیشین جای خود را به صفت های جدیدی داده اند. حکما آن جنبه از شیء را که به خود متکی است وموضوع صفت و حالت های گوناگون قرار می گیرد در این مثال آدامس، جوهر می نامند وصفت و حالاتی که بر آن شیء وابسته هستند از نظر منطقی بر آن موضوع حمل می شوند در این مثال: رنگ،بو،طعم و شکل عرضند.

از دیدگاه مکتب ادبی اصالت کلمه آن چه که جزء ساختار ارگانیک و زیستی یک پدیده است جوهر می باشد طوری که اگر آن پدیده فاقد آن شود از لحاظ زیستی نقصانی در او به وجود می آید مثلاً اگر شخصی ناخن ها و موهایش را کوتاه کند از آن جا که ناخن و موی سر جزء ساختار ارگانیک و زیستی او هستند بنابراین ازدیدگاه اصالت کلمه، جوهر محسوب می شوند اما از دید ارسطو ناخن و موی سر عرضند.

ازدیدگاه اصالت کلمه ما به صورت طبیعی عرض نداریم و هرچیزی به نوبه ی خود یک جوهر است زیرا از دیدگاه جناب استاد آرش آذرپیک، ما شاهد دو نوع عرض هستیم: «عرض نسبتی» و «عرض سببی» که این دو نوع حاصل تأثیر جوهره ها بر یکدیگرند. ما دردنیای کثرت ها به طور فرضی شاهد دو نوع عرض هستیم عرض نسبتی مثل نسبت گلبرگ به گل و نسبت ریشه به درخت. در این جا ما نسبت دو جوهر به یکدیگر را می سنجیم. عرض سببی مثل خم شدن شاخه ی درخت بر اثر وزش باد و ذوب شدن یخ بر اثر گرما. در این جا نیز سببیت یک جوهره را بر جوهره ی دیگر می سنجیم.

در دیدگاه اصالت کلمه،کلمه جوهره های مختلفی دارد:

۱-جوهره ی ذهنی- مفهومی: که همان مدلول است وتصویری از کلمه را در ذهن ما ترسیم می کند.

۲-جوهره ی گفتاری(آوایی)که هنگام آوای واژه شنیده می شود مثلاً وقتی کلمه ی میز را تلفظ می کنیم.

۳-جوهره ی نوشتاری که صورت مکتوب کلمات را در بر می گیرد.

۴-جوهره ی حرکتی مثل پانتومیم، ناخن جویدن،چشمک زدن، زبان ناشنوایان.

۵-جوهره ی طبیعی مثل ظاهر یک زن باردار، ظاهر یک شخص معتاد و حالت یک مست که ما از ظاهر آن ها تغییر در جوهره ی طبیعی آن ها را می بینیم.

۶-جوهره ی شرایطی مثل کلمه و جمله های نابغه، جان بکن، خفه شو که در شرایط مختلف با حفظ مدلول ثابت مفاهیم متفاوتی را منتقل می کند.

۷-جوهره ی اجتمایی-نمادینی مثل مسجد، صلیب، لباس عروس.

——————————————————————————————

جوهر و عرض از دو دیدگاه ارسطویی واصالت کلمه به قلم آقای رضا جلیلیان(عضو کارگاه ادبی قلم):

 

 

 

                        سرآغاز دفتر به نام خدا

                                                      الفبای احساس اندیشه ها

 از دیدگاه ارسطو آن چه وجودش قائم به خود است مثلاً یک شاخه گل جوهر است اما ساقه،ریشه،کاسبرگ و برگ هایش عرضند زیرا ساقه،ریشه،کاسبرگ و برگ ها وجودشان قائم به خود نیست بلکه وجود آن ها وابسته به گل است.

اما از دیدگاه اصالت کلمه مثلاً اگر یک دست انسان قطع شود چون دست جزء ساختار ارگانیک اوست ودر جسمش به لحاظ زیستی خلل وارد می شود پس دست انسان جوهر و این دست جدا شده خود جوهره ای مستقل است ونسبت به جسمی که از آن جدا شده عرض نسبتی می باشد. مثلاً اگر از همین انسان اسم و شغلش مثلاً صافکار بودنش را بگیریم چون در او از لحاظ زیستی خللی وارد نمی شود واین ها جزء ساختار ارگانیک او نیستند بنابراین ماهیت او را تشکیل می دهند. اگر همین شخص مثلاً موهای سر و صورتش را بزند در روند زیستی او خلل ایجاد می شودپس از دید اصالت کلمه، موی سر و صورت او جوهر محسوب می شوندچون مو جزء ساختار ارگانیک وزیستی اوست اما از دید ارسطو همین موی سر و صورت عرض به شمار می روند.

در دیدگاه اصالت کلمه به صورت طبیعی عرض نداریم و هر چیز به نوبه ی خود یک جوهره ی مستقل دارد و ما به طور فرضی در دنیای کثرت ها شاهد دو نوع عرض هستیم: ۱-عرض نسبتی۲-عرض سببی. عرض نسبتی مثل برگ جدا شده از شاخه ی گل که نسبت به شاخه گل اولیه عرض نسبتی است و عرض سببی مثل پخته شدن غذا به سبب شعله ی گاز.

کلمه دارای جوهره های مختلفی است:

۱-جوهره ی ذهنی-مفهومی: یعنی تصویری که از هر کلمه در ذهن ما مجسم می شود مثل کلمه ی درخت.

۲-جوهره ی گفتاری: تلفظی که از کلمات داریم.

۳-جوهره ی نوشتاری: صورت مکتوب کلمات.

۴-جوهره ی حرکتی: وقتی که با ایما و اشاره مفهومی واضح از کلمه را به دیگران منتقل می کنیم مثل چشمک زدن.

۵-جوهره ی طبیعی: مثل دود که نشانه ی آتش است.

۶-جوهره ی شرایطی: مثل جمله ی «خفه شو» که در شرایطی که میان دو دوست به شوخی گفته می شود ودر شرایط دیگر ممکن است به صورت جدی و در یک خصومت اجتمایی گفته شود بنا برشرایط متفاوت با حفظ مدلول ثابت معنی متفاوتی دارد.

۷-جوهره ی نمادینی-اجتمایی: مثلاً چراغ راهنمایی ورانندگی،پرچم.

 

 

 

 

درباره ی هنگامه اهورا

شاعر و داستان نویسِ عریانیست، عضو مکتب اصالت کلمه و دایره ی مطالعاتی قلم، مسئول روابط عمومی اصالت کلمه و دانش آموخته ی رشته ی مترجمی زبان انگلیسی

همچنین ببینید

مقاله ای از جناب آقای زرتشت محمدی با عنوان «زبان تشعشعی»

    وجود انسان از دو مرحله تاریخی گذشته است: ۱- وجود انسان پیش از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *