1. “نیم نگاهی به غزل مینی مال ایران”به قلم بانو “آسا آرامش”-مسئول کارگاه ادبی قلم-درنشریه”ابوذر”

    ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط هنگامه اهورا

    Asa 

     ”نیم نگاهی به غزل مینی مال ایران” به قلم بانو “آسا آرامش”-مسئول کارگاه ادبی قلم و معلم مدارس ابتدایی-در نشریه ی “ابوذر”، یکشنبه ۸ اردیبهشت ۹۲،شماره ی ۱۱۰۰، یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۹۲، شماره ی ۱۱۰۱ و یکشنبه ۲۲ اردیبهشت

    “بس که اقبال جنون ما بلند افتاده است

    می توان عریانی ما کرد صرف آفتاب ”
    “بیدل دهلوی”


    همان طور که اهالی سرزمین “نون والقلم” به یاد دارند در سال ۱۳۸۳ از بنیان گذار مکتب ادبی اصالت کلمه- جناب استاد آرش آذرپیک – کتابی به چاپ رسید با عنوان “لیلازانا” که در آن علاوه بر غزل مینی مال، نمونه هایی زیبا از غزل عریانیستی از ایشان به چاپ رسید چند وقت پیش در جلسات هفتگی “کارگاه ادبی قلم” که مرامنامه ی آن در سال ۱۳۸۵ در بیان “مکتب ادبی اصالت کلمه” تنظیم شده است شماری ازدوستان با خوانش این کتاب (ادامه مطلب…)


  2. گذری بر وجودگرایی گشتالتی در مکتب اصالت کلمه-به قلم بانو “نیلوفر مسیح”-در نشریه “ابوذر”

    ۶ فروردین ۱۳۹۲ توسط هنگامه اهورا

     

    گذری کوتاه بر وجود گرایی گشتالتی در مکتب ادبی اصالت کلمه-به قلم بانو “نیلوفر مسیح”-در نشریه ی “ابوذر”-۱۶ اسفند ۹۱-شماره ی ۱۰۹۶

     

                                                    

         در خانه اگر کس است       یک حرف بس است

    از دیر باز تاکنون مسئله ی”وجود” ذهن وزبان فلاسفه را به خود مشغول داشته است آن چنان که “سقراط” حکیم در گذرگا ه های آتن می گشت و ذهن خفته ی جوانان را با پرسش هایی پیاپی بیدار می کردو به قول خود قابله ی روح آنان می شد تا دوباره آن ها را از خویش متولد کند سپس ارسطو، ابن سینا، ملاصدرا و بالاخره در قرون اخیر، “کیرکه گارد”، “سارتر”، “هایدگر” و دیگر اخلاف فلاسفه در این عرصه ی پیل افکن کتاب ها و رساله ها نوشته اند که ذهنی کاونده و شور اندیش باید داشت تا به ژرفنای این مهم نائل آمد. سقراط می گفت: “خودت را بشناس “، “ارسطو” وجود را “هستن” یا “است بودن” اشیاء در عالم واقع می دانست و “ابن سینا” که شارح اصلی نظریات ارسطو و کامل کننده ی آن بود  وجود را بدیهی و آن را مشمول تعریفی خاص که حد آن را مشخص کند نمی دانست. ملاصدرا نیز آن را مفهومی بسیط می دانست، اما ذهن مفهوم گرا ومفهوم نگر فلاسفه ای چون فارابی بزرگ در الحروف و اخلاف پدیدار شناسان، وجود را “پدیدار شدن”، “پیدا کردن”، “یافتن” و وحدت وجودیها آن را نوعی تجلی حق می دانند.اما هر کودکی که به دنیا می آید با خود یک چشم انداز جدید نیز به دنیا می آورد که آفرینشگر هستی از پس آن هستی را نظاره می کند.

    سخن کوتاه این که “مکتب ادبی اصالت کلمه “این چشم انداز ونگرش جدید را با عنوان “اصالت وجود گشتالتی” در اختیار شور اندیشان وژرف مزاجان می گذارد تا مورد تعمیق وتحقیق بیشتر واقع شود واما جانمایه ی کلام از نظرگاه بنیان گذار مکتب ادبی اصالت کلمه جناب استاد “آرش آذرپیک “وجود کلی فراتر از هم افزایی اجزاء تشکیل دهنده ی آن است (ادامه مطلب…)


  3. تفاوت های فراداستان پست مدرن وفراداستان کلمه محور-به قلم”بانو نیلوفر مسیح”در نشریه ی”ابوذر”

    ۵ دی ۱۳۹۱ توسط هنگامه اهورا

    تفاوت های فراداستان پست مدرن وفراداستان کلمه محور-به قلم بانو نیلوفر مسیح-در نشریه ی “ابوذر”-قسمت اول: ۲۴ دی ۹۱، شماره ی ۱۰۸۸- قسمت دوم: ۸ بهمن ۹۱، شماره ی ۱۰۹۰

    غالب بر یک  دهه است که در روزنامه ها  و جراید سخن از ژانرهای ادبی نوینی چون “فرا شعر و فرا داستان کلمه محور “در میان است که با هدف “بازگشتی آوانگارد به اصالتی فرارو”، معرفتمندانه  در پی رسیدن به حقیقت “کلمه”بر آمده اند  یعنی فرارَوی از جنسیت های واسطه شده ی “شعر” و “داستان “به اصالت اصیل و مقدس “کلمه”. اما متأسفانه  آثاری که در این حیطه با عنوان  ”فرا داستان “به چاپ و نشر رسیده اند گاه با بی مهری تمام  و گاه با لحن توهین آمیز بدون تحقیق و تدقیق، این واژه را که جز در اشتراک لفظی بودن با “فرا داستان پست مدرن “هیچ سنخیتی ندارد، با آن یکی دانسته و آثار عریان نویسان این حیطه را شبه پست مدرنیستی و حتا پست مدرن تلقی می کنند و گاهی هم شعر! اما بنده به عنوان یکی از شاگردان مستقیم  جناب استاد “آرش آذرپیک” اذعان می دارم که از “فرا داستان کلمه محور “در مکتب ادبی اصالت کلمه تا “فراداستان روایت محور” پست مدرنیستی تفاوت و تمایز بسیار هست و پسندیده تر آن که این فاصله و تفاوت را در تعریف این دو ژانر به واشکافی بنشینیم.  (ادامه مطلب…)


  4. ترجمه کردی مقاله ای از بانو”نظریان”-مولانا-به قلم”محمدولی کاکایی”

    ۲ آذر ۱۳۹۱ توسط هنگامه اهورا

    ترجمه ی کردی مقاله ی “نهضت مکتب ادبی اصالت کلمه” از بانو “مریم نظریان”-مولانا-، به قلم جناب آقای “محمد ولی کاکایی” در سایت بین المللی “کردپرس”- ۱۳۹۱/۸/۱ ومندرج در دو هفته نامه ی “چرو”

    بزاڤی ڕه‌سه‌نایه‌تی وشه‌/ مریه‌م نه‌زه‌ریان
    ڕوانگه‌ی ئێمه‌ به‌ ناو ژنی سه‌رتر یان ژنی گه‌شه‌کردووی ڕاسته‌قینه‌ (فرازن) له‌گه‌ڵ ڕه‌هه‌ندی ته‌واوکه‌ری خۆی واته‌ پیاوی سه‌رتر بنه‌مای هزر و بیری منه‌ له‌سه‌ر بیرۆکه‌ی ڕه‌گه‌زی سێهه‌م که‌ له‌ بابه‌ته‌ بنه‌ماییه‌کانی بیر و بۆچوونی ئه‌ندێشه‌ ڕووتخوازییه‌ (عریانیم) ئه‌مه‌ دژی هه‌ر چه‌شنه‌ ڕه‌هاخوازی و بۆچوونی به‌ سه‌رتر زانینی ژن یان پیاوه‌ و داخوازی بیر و به‌ستێنی زانایانه‌ی دوو ڕه‌گه‌ز له‌ گشت چوارچێوه‌ داخراوه‌کان و ساخته‌کراوه‌یه‌.

    کوردپرێس: بزاڤێکی وێژه‌یی و ئه‌ده‌بی به‌ ناو ڕه‌سه‌نایه‌تی وشه‌ بۆ یه‌که‌م جار له‌ ساڵی ۱۳۸۲ به‌ فه‌رمی و به‌ ده‌ربڕینی چه‌مکی ناسین له‌ ڕخنه‌گری ئه‌ده‌بیاتی ڕه‌هاخوازدا و به‌ ئاڕاسته‌کردنی ڕاگه‌یاندنێک له‌لایه‌ن چه‌مکی ئاره‌ش ئازه‌رپه‌یک هاته‌ ئاراوه‌ و ئه‌مه‌ کاتێکه‌ که‌ بانگه‌وازی ڕه‌هاخوازی ئه‌وه‌نده‌ ته‌نگی له‌ به‌ستێنی وشه‌دا هه‌ڵچنیبوو که‌ له‌ ڕوانگه‌ی هه‌رکام له‌ شێوه‌خوازانی ئه‌ده‌بیاتدا به‌ یه‌کێک له‌ تواناکانی هه‌بوونی وشه‌ که‌ تامه‌زرۆی بیر و پێنووسی ئه‌وانه‌ و ئه‌مه‌ به‌ ته‌نیا حه‌قیقه‌تی هه‌بوونی نه‌بڕاوه‌ی ئه‌وان ده‌درێته‌ قه‌ڵه‌م.

    (ادامه مطلب…)


  5. نقدی از استاد “آرش آذرپیک” بر “فرازن” در نشریه ی “رودکی”

    ۸ تیر ۱۳۹۱ توسط هنگامه اهورا

    نقدی بر کتاب “فرازن، بانوی عاشقانه های زمین” نوشته ی”مریم نظریان”-مولانا-، به قلم استاد “آرش آذرپیک” در نشریه ی سراسری “رودکی”-اسفند ۹۰ و فروردین ۹۱-شماره ی پیاپی۱۱۱ و ۱۱۲-صفحه ی۳۱

    “فرازن، بیانیه ی مستتر کاراکتر هرموتیک”

    تا کی به غبار وهم پنهان گشتن

    زین بیش نقاب جلوه، نتوان گشتن

    ای سایه! ز خویش چشم پوشیدن توست

    در کسوت آفتاب، عریان گشتن

                                       “بیدل دهلوی”

    بی مقدمه، شایسته و بایسته است عرض شود حدود یک دهه است که از این قلم در هیچ یک از نشریات اینترنتی و مطبوعاتی کشور، مصاحبه و مطلب مستقلی به چاپ نرسیده است. اگرچه راجع به کتاب ها و بیانیه های من در زمینه ی اعلام حضور مکتب ادبی اصالت کلمه بی شمار مصاحبه، مقاله و … چه در مخالفت و چه در موافقت نوشته و چاپ شده است. البته در این مدت خود را در ورطه ی سکوت مطلق و انزوای ایستا نیز نینداخته بودم.

    (ادامه مطلب…)


  6. نقدی از استاد آرش آذرپیک بر “فرازن”در نشریه ی”ابوذر”

    ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ توسط هنگامه اهورا

     

    نگاهی در حاشیه ی کتاب”فرازن، بانوی عاشقانه های زمین” نوشته ی “مریم نظریان”-مولانا- به قلم استاد آرش آذرپیک در نشریه ی “ابوذر”-چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰- شماره ی ۱۰۲۳-صفحه ی۱۱

    در فرایند ناگزیر تاریخ، یک جامعه ی پایا و پویا به گونه ای تکوینی در تمامِ ابعاد، در حال استحاله ی ارزش هاست، بدون آن که این دگرگونی های ساختاری همواره به مرگ خشونت آمیز پارادایم های پیشین تر تن در دهد، که در این صورت استحاله ی ارزش ها از سیر و مسیر تکوینی خارج شده است. به زعم من تمام پارادایم های عقیدتی، اخلاق یعنی قائل شدن حق آزادی برای خود و دیگران، تا آن جا که منجر به پایمال شدنِ حق دیگری نشود، و در مرحله ای فراتر یعنی اصالت دادن به “حقِ اشتباه” برای خود و تمام افراد جامعه به عنوان اصلی ترین و بنیادی ترین حق در بشریت.

    اما کلیت تاریخ هیچ گاه چنین مسیری را نپیموده است. بر همین مبنا مکاتبی گوناگون ظهور کرده اند که علت زایش و پیدایش اکثر آن ها را می توان در دو اصل خلاصه نمود: ۱-قائل شدن یک حق ویژه برای خودِ “گروهی، نژادی، ملتی و…” که بایست با طُرُقی که پیشوایانش مجاز دانسته اند، به ان دست یافت و برای تحقق همه جانبه وترویجِ بیش از پیش آن کوشید. ۲-واکنش غالباً حذف گرایانه، علیه پایمال شدن یک حق مسلم در جمعی معین، توسط دیگری، چه با دفاع از آن حق مفروض، چه با از میان برداشتن آن دیگری کا حتا به گونه ای بالقوه خطری برای آن حق مفروض به شمار آید.

    (ادامه مطلب…)


  7. واژانه ای با ترجمه ی انگلیسی و آلمانی از “حمید رضا کارساز”

    ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ توسط هنگامه اهورا

     

    بوسه،

          بوسه،

                 هم آغوشی.

    قطره،

         قطره،

                 فراموشی!

    (ادامه مطلب…)


  8. ترجمه ی انگلیسی واژانه های”مریم نظریان”-مولانا-از “میثم میرزاپور”

    ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ توسط هنگامه اهورا

     

    “تکامل ۱″

    مرد           مرد

    مرد

             *

    زن            زن

    زن

            *

    مرد         زن

    انسان

    (ادامه مطلب…)


  9. نامه‌ی سرگشاده‌ی فرزندان مکتب اصالت کلمه«در محکومیت طالبانیسم غربی-مسیحی»

    ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ توسط هنگامه اهورا

    یک روز دیوانه‌ای موهوم به نام بن لادن تصمیم گرفت، تمدن نونهال غرب را نابود کند، اوج قدرتش را به کار بست، سرانجام توانست یک ساختمان را در ایالات متحده تخریب کند.

    برآیند و فرجام این جنون افسارگسیخته چه بود؟

    جز آنکه بهانه‌ای به دست همجنسانش در جبهه‌ی مقابل داد، تا به خاطر یک دستمال تمام بازار قیصریه را به آتش بکشند.

    امروز عفریته‌گانی از آن عشیره هزار فرقه و هزار فتنه، عزم علیل خویش را ابلهانه جزم کردند برای نابود ساختن تمدن لایزال و دیرسال اسلام.

    برآیند و فرجام این جنون افسارگسیخته چه بود؟

    در آتش سوزاندن کتاب مقدسی که هدیه‌ی آسمانی آن یگانه‌ی جاودانه است به مخلوقی که وی را معشوق خویش خوانده است.

    (ادامه مطلب…)


  10. نقدی از نیلوفر مسیح بر مجموعه ی “بین دو عشق” در هفته نامه ی “باختر”

    ۶ بهمن ۱۳۹۰ توسط هنگامه اهورا

    نقدی بر مجموعه ی “بین دو عشق” سروده ی مهری السادات مهدویان به قلم نیلوفر مسیح در هفته نامه ی “باختر”-شنبه ۱۱ دی ماه ۱۳۸۹-شماره ی ۱۴۷۳- صفحه ی۱۴

    «هوالمعشوق»


    گذری انتقادی بر عاشقانه‌های یک زن

    عشق، پیش از ازل از «تجلی دم زد» و زندگی را بر بستر وجود جاری ساخت، و از دیر باز، ادبیات غنایی هر ملتی، آتش جاودانه‌ی «گاهی زندگی ساز و گاهی زندگی سوز» عشق را در «خودآگاهی جمعی تاریخ» شعله افشان نگاه داشته است.

    عشق بی واسطه‌ترین ارتباط انسانی در هستی است، مجموعه‌ی بین دو عشق، سروده‌ی سرکار خانم «مهری مهدویان» فرا نمودی پایا و پویا از این عشق خالص است، که گاه‌گاه با نگاهی منتقدانه تیغ بر سنت‌های مرتجع و دیدگاه‌های اجتماعی مرداب‌گون کشیده است و فریاد آسمان کوب خویش را در لباس واژگان در گوش‌ هماره سنگین تاریخ- به علت گذر از صافی تغزل- به نجوا نشسته است.

    (ادامه مطلب…)