1. اختصاص فصل آخر کتاب دکتر علی تسلیمی به مکتب اصالت کلمه

    ۲۵ آذر ۱۳۹۳ توسط هنگامه اهورا

    c4ea5de3814d6b35819219dd56b3299e

    تأیید و تثبیت بیشتر مکتب ادبی اصالت کلمه با چاپ سوم کتاب وزین و مرجع «گزاره هایی در ادبیات معاصر ایران (شعر)» از جناب دکتر علی تسلیمی – نشر اختران- با موضوع بررسی جنبش های ادبی نوین ایران از  سبک نیمایی تا مکتب اصالت کلمه و اختصاص فصل آخر آن به این جنبش جهانشمول ادبی.

     

     

     

    متن کامل فصل «مکتب ادبی اصالت کلمه» در کتاب «گزاره هایی در ادبیات معاصر ایران (شعر)» را در ادامه ی مطلب بخوانید:

     

     

    (ادامه مطلب…)


  2. همکاری مکتب اصالت کلمه با پنجمین جایزه ی ادبی لیراو

    ۱۸ آذر ۱۳۹۳ توسط هنگامه اهورا

     

    انعکاس خبر همکاری مکتب ادبی اصالت کلمه با جناب آقای «حمید رضا اکبری شروه» در پنجمین جایزه ی ادبی لیراو در پایگاه های اینترنتی:

     

     

     

          ایسنا                             تی نیوز                           خوز نیوز    

                  

     روزنامه ی ایران               سینما آنلاین                    خبر ۲۴۷    

                 

       تیتر اخبار                           قطره                           خبر پو   

               

     

    معدن پرس                             نیوهاب                              ولاتم     

              

     پوینده                            تیتر نیوز کرمانشاه                      واضح

     

     

      ساج نیوز                                              آفتاب

     


  3. گفتگو با بانو آسا آرامش در سایت های «وستا نیوز» و «مرور»

    ۱۸ آذر ۱۳۹۳ توسط هنگامه اهورا

     

     

    گفتگو با بانو آسا آرامش در سایت های معتبر: 

     

    وستا نیوز

    مرور

     

     

     

     

     


  4. مقاله ای از بانو پروین شاهمرادی(مسئول کمیته ی تبلیغات کارگاه ادبی قلم)

    ۱۸ آبان ۱۳۹۳ توسط هنگامه اهورا

     

     

     

    تکوین وجود وماهیت در دیدگاه مکتب ادبی اصالت کلمه- به قلم بانو پروین شاهمرادی(مسئول کمیته ی تبلیغات کارگاه ادبی قلم)

    پروین شاهمراد ی

    هرکسی کو دور ماند از اصل خویش

    بازجوید روزگار وصل خویش

                                             (مولانا)

    در دیدگاه ارسطو هرموجودی از آن حیث که هست اگرمورداشاره واقع شود نگاه ما به وجود آن است وپاسخی که در جواب سئوال ماهو می آید ماهیت نام دارد مثلا در جمله ی ((این لیوان است))لیوان ماهیت ،و است وجود را تشکیل می دهد.

    ملاصدرا در وجود گرایی شرق، هم همان تعریف که ارسطو از وجود وماهیت را بیان می کند در واقع تعاریف ملاصدرا از وجود ماهیت ریشه ی ارسطویی دارد اما ملاصدرا ماهیت را اعتبار ی می داند که به واسطه وجود شکل می گیرد مثل سوزندگی آتش .در دیدگاه ملاصدرا سوزندگی ماهیتی است که به اعتبار وجود آتش پدید می آید. چراکه با خاموش کردن آتش سوزندگی آتش هم از بین می رود .

    وجود گرایی غرب هم وجود و ماهیت را طبق تعریف ارسطو قبول دارد از نظر ژان پل سارتر(بنیانگذار مکتب ادبی اگزیستانسیالیسم) همه ی موجودات دارای ماهیت هستند وانسان تنها موجودی است که می تواند ماهیتش را بسازد و بر این اساس ماهیت انسان ساختگی است وتقدم وجود برماهیت فقط در مورد انسان صدق می کند اما در مورد اشیا ماهیت بر وجود متقدم است مثلا یک صندلی را در نظر بگیرید انسان قبل از ساخن صندلی در ذهن خود طرحی از صندلی دارد که کارایی آن را دربرمی گیرد واین کارکرد همان ماهیت نام دارد سپس براساس آن طرح دست به ساخت می زند وصندلی را به وجود می آورد .

    اما در دیدگاه ادبیات کلمه گرا تعریف وجود ،ماهیت ریشه ی ارسطویی ندارد .جناب استاد آرش آذر پیک تعریفی نوین از وجود ارائه دادند بنام وجودگرایی گشتالتی. که در آن وجودهمان کل فراتر از اجزا است که ازهم افزایی ابعاد جوهری-ماهیتی ساخته می شود .دروجودگرایی گشتالتی هرجزء نمایانگر کل است مثلاهر قطره ی آب  که به عنوان جزئی دربرابر کل دریا ،کل را در خود می نمایاندازنمونه دیگر وجود گرایی گشتالی می توان نمونه های زیست شناسی نام برد مثل باکتری ومخمر.باکتری ار طریق تولید مثل غیر جنسی به دونیم تبدیل می شود که هر نیم یک سلول کامل رابه وجود می آورد . هم چنین گیاه خزه انشعاب هایی دارد که اگر جدا شوند هر یک از آن ها رشد می کند ویک گیاه خزه را به وجود می آورد.

    در دیدگاه مکتب ادبی اصالت کلمه اگر چیزی را از موجودی بگیریم ودر روند زیستی آن خلل ایجاد نشود آن چیز ماهیت است همانند شخصیت، تربیت و جهان بینی هر انسان، اهل جایی بودن، نجاربودن و معلم بودن. به عبارت دیگر تمام آن چه را که با ماهیت کلمه محور کسب می کنیم یعنی تجربه های کلمه محورانه ی ما از هستی، ماهیت ماست اما اگر شخصی حافظه اش را از دست بدهد، نابینا شود قطع نخاع شود و…چون در روند زیستی او خلل واردشده است دیگر این مولفه ها جزء ماهیت نیستند وجوهر او محسوب می شوند.

    در دیدگاه ادبیات کلمه گرا فقط انسان دارای ماهیت کلمه محور است وبر خلاف ملاصدرا وژان پل ساتر هیچ موجود دیگری دارای ماهیت نیست وچون تمام هستی وجودشان از اجزای جوهری تشکیل شده است بنابراین در آنها وجود وموجود باهم برابر است مثلا مگس،سنگ،درخت و…چون فقط جوهر جسمانی دارند ودارای ماهیت نیستند وجود و موجود یکی است اما چون در انسان علاوه برجوهر که باعث موجودیت انسان می شود ساحت دیگری به نام ماهیت است پس موجود بودن یک انسان برابر با وجود نیست و فقط انسان دارای وجود فرارونده است.

    در دیدگاه ادبیات کلمه گرا ماهیت دو نوع است : ۱-ماهیت ذاتی(ژنتیکی)۲-ماهیت غیر ذاتی (اکتسابی)

    ماهیت ذاتی مثل باهوش بودن ،خوش  صدا بودن ،وماهیت غیر  ذاتی مثل یادگیری یک هنر با آموزش ،مثل طراحی که روی الماس به کار می رود تا آن را به شکل انگشتر در آورند.

    از دیدگاه مکتب ادبی اصالت ادبی اصالت کلمه در وجود به هیچ عنوان نقصی وجود ندارد

     

    مثلا افراد الکلی،استثنایی ،معتاد ،از نظر وجودی نقص ندارند بلکه در ابعاد جوهری دارای نقص هستند مثل هلن کلر ،استفان هاوکینگ یا آن دونده ی معلول جام جهانی که از این نقص های جوهری فراروی کرده اند.از آنجا که انسان موجود ی بسیط است با کشف هر بعدی درون خویش خود آگاه یا ناخودآگاه آن بعد را هم به درون کلمه می دمد پس کلمه هم مانند انسان تناروحی دارد که از تاثیر جوهر ها وماهیت های متنوع در هم به وجود می آید . هر چند کلمه از لحاظ ساختار نطفه ای رابطه ی قرار دادی دال ومدلول را بپذیرد اما به محض ورود به متن زبان وجامعه همانندخالق خودانسان موجودی ماهیت مند می شود.


  5. «گذری بر شعر نیمایی و ادبیات کلمه گرا»از بانو«نیلوفرمسیح»درنشریه«ابوذر»

    ۳ آبان ۱۳۹۳ توسط هنگامه اهورا

     

     «گذری بر شعر نیمایی و ادبیات کلمه گرا» به قلم بانو«نیلوفر مسیح»در نشریه ی«ابوذر»، شماره ی ۱۱۶۹، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳

    «تا کی به انتظار قیامت توان نشست

                                           برخیز تا هزار قیامت به پا کنی»

                                                                   «فروغی بسطامی»

     

    از دیر باز تا کنون ادبیات ایران و جهان، هر روز محسوس و یا غیر محسوس در تغییر و تحولی تکامل گرایانه، مدام دچار استحاله می شود. از گات های زردشت گرفته تا اسطوره های یونان باستان، تغزل های عارفانه- عاشقانه، حماسه های بزرگ  ادب کهن تا ادبیات دیروز یعنی شعر نو یا نیمایی و  شعر سپید تا جریان های امروز یعنی انواع شعر گفتار، حرکت، غزل نوین زنده یاد سیمین بهبهانی  و… و… هم چنین انواع رمانس ها، داستان ها و داستانک ها همه و همه در مکتب ها و سبک های متفاوت به صورت ناخودآگاه به دنبال یک قله اند و آن تکامل یافته ترین ژانرادبی است و ما فرزندان «مکتب ادبی اصالت کلمه» این تکامل یافته ترین صورت را در «متن کلمه محور» می بینیم که شاهراهی ست برای عریانیت، حضور و مشارکت توأمان کلمات در ارائه ی حقیقت های عمیق در یک انسان متعالی.

    بالغ بر یک دهه است که از عمر مکتب ادبی اصالت کلمه می گذرد اما با این وجود هنوزاهنوز هستند اذهانی که بدون خوانش ادبیات دیروز و امروز و حتا  بیانیه، مقالات، کتب و متون ارائه شده بر اساس مؤلفه های گفته شده را سبکی دیگر از شعر می دانند و اظهار می دارند که این مکتب هیچ حرف تازه ای برای  گفتن ندارد و آن چه که تا به حال ارائه شده بدیهی و امری مبرهن است. در این مقال ما فرصت را مغتنم دانسته تا با توجه به اصول بنیادین شعر نو نگاهی گذرا داشته باشیم بر معضلات شعر و ادبیات امروز و طریقت های فرا شعر و فرا داستان کلمه محور.

    (ادامه مطلب…)


  6. «چرا مکتب؟!» از بانو نیلوفر مسیح

    ۸ مهر ۱۳۹۳ توسط هنگامه اهورا

    oryanist

      «چرا مکتب؟!»

    چندی ست زمزمه هایی مبهم از گوشه و کنار انجمن های ادبی استان و یا اهل ادب به کنایه و گاه به صورت مستقیم در قالب یک پرسش منطقی که الزاماً باید پاسخی معقول در بر داشته باشد به گوش می رسد که: «چرا فرزندان «اصالت کلمه» به جریان ساده و پیش پا افتاده ای که از نظر همگان امری بدیهی و مبرهن است و جز یک سبک ساده ی شخصی که محصولی تقلیدی از ادبیات غرب می باشد نام «مکتب»گذاشته اند؟ آیا نه این است که آنان آب در هاون می کوبند و به دنبال باد می دوند؟»

    در پی این اظهار نظرهای شخصی و غیر فنی و با توجه به گفته های جناب استاد «آرش آذرپیک» بنیان گذار این دیدگاه، علت گزینش نام «مکتب» را بررسی کرده ایم که شرح آن در ذیل خواهد آمد.

    _ابتدا از ریشه گاه کلمه ی «مکتب» آغاز می کنیم، به راستی ریشه ی این کلمه کجاست و مفهوم آن چیست؟

    _«ایسم» در لغت به معنای اصالت، اصول، رویه و نمونه ی آن است. ریشه ی این پسوند در زبان یونانی به معنای «شکاف» است و در ابتدا در مورد مسلک ها و انشعاباتی به کار می رفته است که از کلیسا و مذهب مسیح منشعب شده اند اما بعدها به صورت یک پسوند رایج به دنبال واژه ها و اصطلاحات ادبی، هنری، عرفانی، فرهنگی و… به کار رفت. اصطلاح یا واژه ای که به «ایسم» ختم می شود یک عقیده، مرام و مسلک نو بنیاد است که با عقاید ماقبل خود در تضاد بوده و با آن فرق دارد.

    (ادامه مطلب…)


  7. «ادبیات کلمه گرا و مکتب نقد آن» به قلم بانو آسا آرامش درسایت«انجمن علمی تفریحی بهترین دوستان»

    ۴ شهریور ۱۳۹۳ توسط هنگامه اهورا

     

    «ادبیات کلمه گرا و مکتب نقد آن» به قلم بانو آسا آرامش در سایت بین المللی «انجمن علمی تفریحی بهترین دوستان»

    «بخشی از جلسه ی «گفتمان ادبی قلم» و پاسخ های بانو آسا آرامش- مسئول کارگاه ادبی قلم-»:

    Asa

            جنگ هفتادو دو ملت همه را عذر بنه

                                        چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.

                                                                                           «حافظ»

    -نگاه مکتب نقد کلمه گرا به تئوری های ادبی جهان از آغاز تا مکاتب پست مدرنیستی چگونه است؟

    -ادبیات کلمه گرا طی فرایند نقدی که بر مکاتب ادبی پیش از خود و حتی شریعت های ادبی که در آینده بعد از مکتب ادبی اصالت کلمه خواهند آمد دارد تمام تئوری های ادبی جهان را در دو دسته ی اساسی جای می دهد:

    ۱- تئوری های کاهشی- افزایشی

    ۲-  تئوری های آمیزشی

    -از نگاه مکتب نقد کلمه گرا سبک ها و مکاتب ادبی پیشین در کدام دسته جای می گیرند ؟

    -بر اساس طبقه بندی فوق آن ها در نخستین گروه جای می گیرند . به وضوح مشخص است که در مکاتب ادبی آغازین مانند کلاسیسیسم، رومانتیسم، تئوری کاهشی- افزایشی به صورت ناخودآگاه شکل گرفته است یعنی با وجود آن هنوز مکاتبی همانند رئالیسم، سوررئالیسم، سمبولیسم و فوتوریسم به وجود نیامده بودند اما به گونه ای ناخودآگاه این پتانسیل های کشف نشده در بیانیه های متون این ژانرها کاهش یافته بودند مثلاً رومانتیسم بُعد خرد گرایی مکتب پیش از خود -کلاسیسیسم- را کاهش و بعد احساس و تخلیل را افزایش داد و بعدها با ظهور مکتب رئالیسم، رئالیست ها بُعد تخیل و احساس مکتب پیشین –رومانتیسم- را کاهش و بُعد رئال و واقعی بودن خود را افزایش دادند و این سیر تز-آنتی تز وار هم چنان ادامه داشت به طوری که سمبولیست ها باعث افزایش و به فعلیت درآوردن بُعد نمادگرایی درکلمه وکاهش بُعد واقع گرایی مکتب پیشین- رئالیسم- شده و توانستند جنبشی نو را به وجود آورند. هم چنین ناتورالیست ها واقع گرایی را کاهش و طبیعت گرایی را افزایش دادند و مکتب بعدی ( پارناس) طبیعت گرایی و محتواگرایی ناتورالیست ها را کاهش و بُعد زیبا گرایی خود را افزایش دادند.

    (ادامه مطلب…)


  8. جوهر و عرض در پارادایم های فکری مکتب ارسطویی ومکتب اصالت کلمه

    ۴ شهریور ۱۳۹۳ توسط هنگامه اهورا

     

    8 سال از تأسیس کارگاه ادبی قلم، با مسئولیت بانو «آسا آرامش» می گذرد. در یکی از نشست های اخیر بحث آموزش و مقایسه ی جوهر و عرض در دو پارادایم فکری مکتب ارسطویی و مکتب اصالت کلمه پیش آمد که در این راستا ۳ مقاله ی کوتاه توسط اعضای فعال این کانون نوشته و انتخاب شده است که پیشکش حضورتان می شود:

    زهرا غلامی

    زهرا غلامی -کارشناس اقتصاد، هنرمند در زمینه های  معرق، مشبک، نازک کاری چوب، مینیاتور، تذهیب، خوشنویسی  و مسئول کمیته ی هماهنگی و عضو کارگاه ادبی قلم-

    پروین شاهمراد ی

    پروین شاهمرادی– دیپلم علوم تجربی، مسئول کمیته ی تبلیغات و عضو کارگاه ادبی قلم-

    رضا جلیلیان دانشجوی کارش ناسی ادبیات

    رضا جلیلیان- دانشجوی کارشناسی زبان و ادبیات فارسی و عضو کارگاه ادبی قلم-

    —————————————————————————————-

     

     

     

    جوهر و عرض در دو دیدگاه ارسطویی و اصالت کلمه به قلم بانو زهرا غلامی (مسئول کمیته ی هماهنگی کارگاه ادبی قلم):

     

     

     

          واژه باید خود باد

                               واژه باید  خود باران باشد.

                                                                                                                                               «سهراب سپهری »

    از نظر جناب دوسوسور تعریف علمی کلمه شامل چند کلید واژه است : دال، مدلول و مرجع .

    ۱-دال: همان تصور صوتی کلمه است مثلاً  برای واژه ی گل تصور صوتی گل دال محسوب می شود.

    ۲-مدلول: تصویری است که هنگام شنیدن یک کلمه طبق قرارداد اجتماعی در ذهن ما شکل می گیرد. برای مثال وقتی ما همین کلمه ی گل را می شنویم تصویری از آن در ذهن ما مجسم می شود .

    ۳-مرجع: که خود به دو قسمت تقسیم می شود یا وجود خارجی دارد یا ندارد به این معنی که کلمه ای را که به کار می بریم ممکن است به صورت عینی و قابل لمس وجود نداشته باشد و با حواس پنجگانه قابل درک نباشد یا به عبارتی وجود فیزیکی نداشته باشد. برای مثال کلمه ی گل مرجع خاصی دارد و با حواس پنجگانه قابل درک است اما کلماتی مانند اسب تک شاخ و سیمرغ عینیت خارجی ندارند.

    طبق تعریف ارسطو کلمه دارای جوهر و عرض است. در تعریف ارسطو جوهر شامل هر شیئی می شود که قائم به ذات بوده و به چیز دیگری متکی نیست اما هر شیء که به خود متکی نیست و ذات مستقلی ندارد و در واقع به جوهر متکی است عرض محسوب می گردد. برای مثال یک شاخه گل دارای جوهره ای مستقل است اما ساقه ها ، برگ ها و رنگ و بوی گل، عرض محسوب می شوند زیرا متکی به جوهرند.

    اما از نگاه مکتب ادبی اصالت کلمه اگر از هر موجودی چیزی گرفته شود که در روند زیستی آن خلل ایجاد کند آن چیز جوهر محسوب می شود ولی اگر در روند زیستی آن خلل ایجاد نکند جزء ماهیتش به شمار می آید. برای مثال اگر دست انسانی قطع شود چون در روند زیستی اش خلل ایجاد می شود پس دست آن فرد جزئی از جوهر اوست اما چنان چه از همین انسان مثلاً  معلم بودنش گرفته شود در روند زیستی او  خللی ایجاد نمی شود پس معلم بودن جزئی از ماهیتش که مربوط به شعور کلمه گرای اوست محسوب می شود.

    در مکتب ادبی اصالت کلمه در حالت وحدت، عرضی وجود ندارد اما در عالم کثرت دو نوع عرض وجود دارد : ۱- عرض نسبتی ۲- عرض سببی

    مثلاً برگ قبل از جدا شدن از گل جزء جوهره ی آن است اما وقتی همان برگ را از شاخه ی گل جدا کنیم این برگ به نوبه ی خود یک جوهره ی مستقل محسوب می شود و نسبت به شاخه ی گل اولیه، عرض نسبتی به شمار می رود. عرض سببی هم همان طور که از نامش پیداست سببیت یک چیز به دیگری را می رساند مثلاً  به گرم شدن آب بر اثر تابش نور خورشید عرض سببی می گویند و در واقع می توان گفت که آب به سبب تابش نور خورشید گرم شده است.

    در نظرگاه مکتب ادبی اصالت کلمه، کلمه جوهره های مختلفی دارد:

    ۱-جوهره ی ذهنی- مفهومی: که به هر چیزی گفته می شود که طی ادراک، تصویری از خود در ذهن ما مجسم کند مثل کلمه ی گل که با شنیدن آن تصویر گل در ذهن ما ترسیم می شود دقیقاً مثل مفهوم مدلول در تعریف علمی کلمه.

    ۲-جوهره ی گفتاری: نوع و شیوه ی تلفظ و ادای کلمه را شامل می شود مثل  وقتی که کلمه ی گل را تلفظ می کنیم.

    ۳- جوهره ی نوشتاری: نوع مکتوب کردن کلمات با توجه به حروف و الفبای پذیرفته شده توسط هر ملتی را در بر می گیرد مثل صورت نوشتاری کلمه ی گل.

    ۴-جوهره ی حرکتی: به این معنا که با حرکات، مفهومی از کلمه را به دیگران منتقل کنیم مانند زبان ناشنوایان، ایما و اشاره های معنادار.

    ۵- جوهره ی شرایطی: که شامل کلماتی می شود که در شرایط مختلف می توان  از آن ها برداشت های متفاوتی داشت مثل کلمه ی نابغه که ممکن است همین کلمه ی نابغه در شرایطی میان دو دوست و به شوخی مطرح شود و یا در شرایطی دیگر به صورت رسمی به یک شخص اطلاق شود که در شرایط متفاوت با حفظ مدلول ثابت خود معنای متفاوتی دارد .

    ۶- جوهره ی نمادی- اجتماعی: مانند پرچم ها،  حلقه ی ازدواج، تابلوهای راهنمایی- رانندگی که به خاطر نمادینه بودن، مفهوم خود را می رسانند.

    ۷- جوهره ی طبیعی: مانند ابر که نشانه ای برای بارش باران است و یا وقتی یک پزشک با حرکت سلوهای بدن بیمار،  بیماری اش را تشخیص می دهد.

    —————————————————————————————-

    جوهر وعرض از دو دیدگاه ارسطویی و اصالت کلمه-به قلم بانو پروین شاهمرادی(مسئول کمیته ی تبلیغات کارگاه ادبی قلم):

     

     

     

             فسانه گشت وکهن شد حدیث اسکندر

                                                      سخن نو آر که نو را حلاوتی ست دگر.

                                                                                  «فرخی سیستانی»

    هرواژه از نظر علمی دارای سه قسم است: دال،مدلول،مرجع. مثلاً تصور صوتی واژه ی عروسک دال و تصویری که از دال طبق قرارداد اجتمایی در ذهن ما مجسم می شودمدلول است. وقتی عروسک را با حواس پنج گانه تشخیص میدهیم یعنی مرجع خارجی دارد. مرجع می تواند وجود خارجی داشته باشدمثل:کبوتر،خودکار،عروسک یاوجودخارجی نداشته باشدمثل:سیمرغ،هیولا.

    برای آشنایی با مفاهیم جوهر و عرض از دیدگاه ارسطو ابتدا باید با دو اصطلاح فلسفی جوهر وعرض آشنا شویم.مثلاً آدامسی را درنظربگیرید قبل از جویده شدن دارای شکل منظم،بو،رنگ،مزه و هم چنین سفت است اما بعد از جویده شدن تغییر شکل می دهد،نرم می شود،تغییر رنگ می دهد و اگرعمل جویدن مدت طولانی ادامه یابد شیرینی آن به طورکامل از بین می رود.

    با این تعاریف آیا این همان آدامس است؟عقل ما حکم می کند که این شیء با وجود همه ی این تغییرات همان آدامس سابق است با این تفاوت که صفت های پیشین جای خود را به صفت های جدیدی داده اند. حکما آن جنبه از شیء را که به خود متکی است وموضوع صفت و حالت های گوناگون قرار می گیرد در این مثال آدامس، جوهر می نامند وصفت و حالاتی که بر آن شیء وابسته هستند از نظر منطقی بر آن موضوع حمل می شوند در این مثال: رنگ،بو،طعم و شکل عرضند.

    از دیدگاه مکتب ادبی اصالت کلمه آن چه که جزء ساختار ارگانیک و زیستی یک پدیده است جوهر می باشد طوری که اگر آن پدیده فاقد آن شود از لحاظ زیستی نقصانی در او به وجود می آید مثلاً اگر شخصی ناخن ها و موهایش را کوتاه کند از آن جا که ناخن و موی سر جزء ساختار ارگانیک و زیستی او هستند بنابراین ازدیدگاه اصالت کلمه، جوهر محسوب می شوند اما از دید ارسطو ناخن و موی سر عرضند.

    ازدیدگاه اصالت کلمه ما به صورت طبیعی عرض نداریم و هرچیزی به نوبه ی خود یک جوهر است زیرا از دیدگاه جناب استاد آرش آذرپیک، ما شاهد دو نوع عرض هستیم: «عرض نسبتی» و «عرض سببی» که این دو نوع حاصل تأثیر جوهره ها بر یکدیگرند. ما دردنیای کثرت ها به طور فرضی شاهد دو نوع عرض هستیم عرض نسبتی مثل نسبت گلبرگ به گل و نسبت ریشه به درخت. در این جا ما نسبت دو جوهر به یکدیگر را می سنجیم. عرض سببی مثل خم شدن شاخه ی درخت بر اثر وزش باد و ذوب شدن یخ بر اثر گرما. در این جا نیز سببیت یک جوهره را بر جوهره ی دیگر می سنجیم.

    در دیدگاه اصالت کلمه،کلمه جوهره های مختلفی دارد:

    ۱-جوهره ی ذهنی- مفهومی: که همان مدلول است وتصویری از کلمه را در ذهن ما ترسیم می کند.

    ۲-جوهره ی گفتاری(آوایی)که هنگام آوای واژه شنیده می شود مثلاً وقتی کلمه ی میز را تلفظ می کنیم.

    ۳-جوهره ی نوشتاری که صورت مکتوب کلمات را در بر می گیرد.

    ۴-جوهره ی حرکتی مثل پانتومیم، ناخن جویدن،چشمک زدن، زبان ناشنوایان.

    ۵-جوهره ی طبیعی مثل ظاهر یک زن باردار، ظاهر یک شخص معتاد و حالت یک مست که ما از ظاهر آن ها تغییر در جوهره ی طبیعی آن ها را می بینیم.

    ۶-جوهره ی شرایطی مثل کلمه و جمله های نابغه، جان بکن، خفه شو که در شرایط مختلف با حفظ مدلول ثابت مفاهیم متفاوتی را منتقل می کند.

    ۷-جوهره ی اجتمایی-نمادینی مثل مسجد، صلیب، لباس عروس.

    ——————————————————————————————

    جوهر و عرض از دو دیدگاه ارسطویی واصالت کلمه به قلم آقای رضا جلیلیان(عضو کارگاه ادبی قلم):

     

     

     

                            سرآغاز دفتر به نام خدا

                                                          الفبای احساس اندیشه ها

     از دیدگاه ارسطو آن چه وجودش قائم به خود است مثلاً یک شاخه گل جوهر است اما ساقه،ریشه،کاسبرگ و برگ هایش عرضند زیرا ساقه،ریشه،کاسبرگ و برگ ها وجودشان قائم به خود نیست بلکه وجود آن ها وابسته به گل است.

    اما از دیدگاه اصالت کلمه مثلاً اگر یک دست انسان قطع شود چون دست جزء ساختار ارگانیک اوست ودر جسمش به لحاظ زیستی خلل وارد می شود پس دست انسان جوهر و این دست جدا شده خود جوهره ای مستقل است ونسبت به جسمی که از آن جدا شده عرض نسبتی می باشد. مثلاً اگر از همین انسان اسم و شغلش مثلاً صافکار بودنش را بگیریم چون در او از لحاظ زیستی خللی وارد نمی شود واین ها جزء ساختار ارگانیک او نیستند بنابراین ماهیت او را تشکیل می دهند. اگر همین شخص مثلاً موهای سر و صورتش را بزند در روند زیستی او خلل ایجاد می شودپس از دید اصالت کلمه، موی سر و صورت او جوهر محسوب می شوندچون مو جزء ساختار ارگانیک وزیستی اوست اما از دید ارسطو همین موی سر و صورت عرض به شمار می روند.

    در دیدگاه اصالت کلمه به صورت طبیعی عرض نداریم و هر چیز به نوبه ی خود یک جوهره ی مستقل دارد و ما به طور فرضی در دنیای کثرت ها شاهد دو نوع عرض هستیم: ۱-عرض نسبتی۲-عرض سببی. عرض نسبتی مثل برگ جدا شده از شاخه ی گل که نسبت به شاخه گل اولیه عرض نسبتی است و عرض سببی مثل پخته شدن غذا به سبب شعله ی گاز.

    کلمه دارای جوهره های مختلفی است:

    ۱-جوهره ی ذهنی-مفهومی: یعنی تصویری که از هر کلمه در ذهن ما مجسم می شود مثل کلمه ی درخت.

    ۲-جوهره ی گفتاری: تلفظی که از کلمات داریم.

    ۳-جوهره ی نوشتاری: صورت مکتوب کلمات.

    ۴-جوهره ی حرکتی: وقتی که با ایما و اشاره مفهومی واضح از کلمه را به دیگران منتقل می کنیم مثل چشمک زدن.

    ۵-جوهره ی طبیعی: مثل دود که نشانه ی آتش است.

    ۶-جوهره ی شرایطی: مثل جمله ی «خفه شو» که در شرایطی که میان دو دوست به شوخی گفته می شود ودر شرایط دیگر ممکن است به صورت جدی و در یک خصومت اجتمایی گفته شود بنا برشرایط متفاوت با حفظ مدلول ثابت معنی متفاوتی دارد.

    ۷-جوهره ی نمادینی-اجتمایی: مثلاً چراغ راهنمایی ورانندگی،پرچم.

     

     

     

     


  9. ۴ شهریور ۱۳۹۳ توسط هنگامه اهورا

    انجمن علمی- ادبی ( کارگاه ادبی ) قلم

    با مدیریت بانو آسا آرامش

     

    «آموزش گام به گام ادبیات تخصصی»

    ۱)آشنایی با قالب های ادبی

    ۲) آشنایی با سبک های ادبی

    ۳) آشنایی با آرایه های ادبی

    ۴)  آشنایی با قافیه وعروض

    ۵) آشنایی با مکتب های ادبی

    ۶) آشنایی با مکتب های نقد  ادبی

    ۷) آشنایی با  فلسفه ی مکتب های ادبی

    ۸) آشنایی با تکنیک های داستان نویسی

    ۹) آموزش علمی  عملی ( کارگاهی ) شعر و داستان

    زمان : دوشنبه های هر هفته از ساعت۱۶:۳۰الی ۱۸:۳۰

    مکان : کتابخانه ی عمومی ولایت اسلام آباد غرب

    آدرس : اسلام آباد غرب- شهرداری- خیابان راه کربلا – جنب دارالقرآن أسراء- کتابخانه ی عمومی ولایت -طبقه ی سوم

    تلفن : ۰۸۳۴۵۲۳۱۲۷۶

    «ورود برای همه ی دوستداران ادبیات آزاد است»

     

     

     

     


  10. ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ توسط هنگامه اهورا

     

    پرواز والا ملکه ی غزل ایران، مانا یاد بانو سیمین بهبهانی تسلیت باد.

     

     

    ‎پرواز والا ملکه ی غزل ایران، مانا یاد بانو سیمین بهبهانی تسلیت باد.‎