خانه / دیدگاه های عریانیستی / «نقدادبیات کلمه گرا بر مکتب ادبی کلاسیسیسم»قسمت اول ازبانو آوین کلهر در سایت مرغ سحر وهفته نامه لووتکه

«نقدادبیات کلمه گرا بر مکتب ادبی کلاسیسیسم»قسمت اول ازبانو آوین کلهر در سایت مرغ سحر وهفته نامه لووتکه

مقاله ای با عنوان «نقد ادبیات کلمه گرا بر مکتب ادبی کلاسیسیسم» به قلم بانو آوین کلهر – قسمت اول

در  سایت تحلیلی خبری مرغ سحر و هفته نامه ی فرهنگی، اجتماعی و هنری «لووتکه» کردستان- فارسی/ کردی- شنبه ۲۵ اردیبهشت ۹۵

 

IMG_20160414_121545

وقتی به سیر تدریجی مکاتب ادبی از دیرباز تا مکتب اصالت کلمه می نگریم ، می بینیم هریک از مکاتب ادبی تا قبل از ظهور مکتب ادبی کلمه گرا بر مکاتب پیشین خود نقد زده اند چون هر مکتب به نوعی آنتی تز  مکتب پیشین خود است اما به صراحت می توان گفت  که تنها مکتب ادبی ای که می تواند به صورت علمی و به عنوان  یک مکتب نقد ادبی بر مکاتب ادبی پیشین و تمام جریانات شعرمحور و داستان محور نقد بزند مکتب نقد کلمه گرا است.
از آن جا که مکتب ادبی اصالت کلمه، تنها مکتب ادبی ای است  که علاوه بر مکتب ادبی بودن ، مکتب نقد علمی هم می باشد از دیدگاه مکتب نقد کلمه گرا، مکتب ادبی کلاسیسیسم را بررسی می کنم:

۱- ابتدا این واکاوی را از نگاه تئوری افزایشی- کاهشی مکتب نقد کلمه گرا انجام می دهم. در این تئوری همان طور که از عنوانش بر می آید افزایش یا کاهش بعدی از کلمه مد نظر است.

 

کلاسیست ها به بعد خردگرایی، بیشتر از ابعاد دیگر آن توجه داشتند. در واقع آن ها با این کار بعد خردگرایی کلمه را افزایش و بعدهای دیگر کلمه مانند تخیل و احساس رومانتیست ها، واقعیت گرایی رئالیست ها و … را به صورت ناخودآگاه کاهش دادند.
۲-  مؤلفه ی دیگر مکتب نقد کلمه گرا، دیالکتیک کلمه گرا است. البته قبل از بررسی مکتب کلاسیسیسم از نقطه نظر این مؤلفه نگاهی به دیالکتیک جناب هگل – فیلسوف آلمانی- می اندازیم که دیالکتیکش بر اساس تز، آنتی تز و سنتز است.  هگل در دیالکتیک خود می گوید  که اساس هستی تضاد بوده و ما به وسیله ی ضد یک چیز می توانیم خود آن را بشناسیم مثل سرما در برابر گرما، نور در برابر تاریکی و…
در واقع تز در مقابل آنتی تز منجر به شکل گیری ایده ی جدیدی به نام سنتز می شود. تمام مکاتب ادبی پیشین تا قبل از مکتب ادبی اصالت کلمه از تئوری دیالکتیک هگل تبعیت کردند یعنی هر یک از مکاتب ادبی  تئوری خود را آنتی تزی بر مکاتب پیشین می دانستند که این خود منجر به سنتز جدید یعنی همان مکتب نوظهور می شد‌. دیالکتیک هگل را با یک مثال ساده می توان توضیح داد. بر اساس  سیر تدریجی مکاتب، مکتب رومانتیسم بعد از کلاسیسیسم به وجود آمد. رومانتیست ها تخیل و احساس را برجسته تر از دیگر ابعاد کلمه می دانستند و همین تخیل و احساس  را آنتی تزی بر تز خردگرایی مکتب پیشین خود تلقی می کردند که حاصل سنتز این ها مکتب ادبی رومانتیسم شد. بر اساس دیالکتیگ هگل، هر یک از مکاتب ادبی، قانون ادبی مکتب پیشین را می شکند. در واقع در این جا هنر به معنای شکستن قانون به کار رفته است‌ و  تمام مکاتب هنری و ادبی پیشین بر اساس فرایند شکستن قانون به وجود آمده اند.
اکنون از نگاه دیالکتیک کلمه گرا، مکتب کلاسیسیسم را بررسی می کنم‌ .دیالکتیک کلمه گرا هر یک از تزها را بعدی انکارناپذیر از حقیقت وجودی کلمه دانسته و به آن ها به دید آنتی تز و سنتز نگاه نمی کند. در نگاه دیالکتیک کلمه گرا هنر به معنای شکستن قانون نیست، نه رومانتیسم مخالف کلاسیسیسم است و نه رئالیسم مخالف سوررئالیسم و…
به عبارت دیگر می توان گفت که همه ی مکاتب ادبی مکمل یکدیگرند، هر یک دیگری را کامل می کنند، با هم ضدیتی ندارند و با هم افزایی آن ها جهان هنری کلمه تکامل می یابد.

۳- مؤلفه ی بعدی مکتب نقد کلمه گرا، ارتباط بی واسطه است که خود انواعی دارد مانند ارتباط بی واسطه با خود، ارتباط بی واسطه با دیگری و ارتباط بی واسطه با کلمه که گزینه ی مورد نظر ما در این جا مورد سوم می باشد یعنی ارتباط بی واسطه با کلمه اما قبل از تشریح آن بهتر است که با مفاهیم وسیله و واسطه  آشنا شویم.
وسیله، همان طور که از عنوانش بر می آید ابزار شناخت و بیان است که برای رسیدن به چیزی به کار می رود اما وقتی همین وسیله به هدف تبدیل شد نامش واسطه می شود. البته منظور از ارتباط بی واسطه، ارتباط بی وسیله نیست چون همان طور که می دانیم ارتباط بی وسیله نتیجه ای جز ابتذال نخواهد داشت. تصور کنید شخصی نا آشنا به ادبیات و هنر بخواهد کلمه را وارد دنیای نقاشی و دیوارهای شهر را نقاشی کند. چیزی که  انجام خواهد داد چیزی جز اغتشاشات ناخودآگاهش نیست‌.
حالا از نگاه مؤلفه ی ارتباط بی واسطه ی مکتب نقد کلمه گرا، مکتب ادبی کلاسیسیسم را بررسی می کنم‌.
همان طور که در سطرهای پیشین گفتم کلاسیست ها بعد خردگرایی کلمه را کشف کرده و آن را برجسته تر از دیگر ابعاد کلمه جلوه دادند‌. از نگاه ارتباط بی واسطه، بعد خردگرایی کلاسیست ها وسیله ای است برای رسیدن به حقیقت کلمه که می توان از آن استفاده کرد اما نباید از بعد خردگرایی، هدف ساخت و آن را تبدیل به واسطه کرد چون در این صورتنمی توان به حقیقت کلمه رسید. کلاسیست ها به خردگرایی
به دید وسیله نگاه نکردند و از آن هدف ساختند و این گونه بود که خردگراییرا تبدیل به واسطه ای کردند که بین آن ها و حقیفت کلمه دیواری به بلندای دیوار چین کشیده شد و نتوانستند به حقیقت کلمه برسند. البته واشکافی نقد ادبیات کلمه گرا بر مکتب کلاسیسیسم گسترده تر از آن است که در این مجال اندک بگنجد‌. انشاءا… ادامه ی آن را در فرصتی دیگر تشریح خواهم کرد.

منابع‌:

مکتب های ادبی/ رضا سیدحسینی

مکتب های ادبی/ دکتر سیروس شمیسا

واژه نامه ی هنر شاعری/ میمنت میرصادقی

درباره ی هنگامه اهورا

شاعر و داستان نویسِ عریانیست، عضو مکتب اصالت کلمه و دایره ی مطالعاتی قلم، مسئول روابط عمومی اصالت کلمه و دانش آموخته ی رشته ی مترجمی زبان انگلیسی

همچنین ببینید

مقاله ای از جناب آقای زرتشت محمدی با عنوان «زبان تشعشعی»

    وجود انسان از دو مرحله تاریخی گذشته است: ۱- وجود انسان پیش از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *